وبلاگ یک پسر خوب !!!
 
تلاشم اینه که همین چند لحظه ای که اینجا هستی میزبان خوبی باشم تا شاید دوباره برگردی

اینها چهره های اجتماعی هستند که من بنا به دلایلی بیشترین علاقه رو در بین دیگران بهشون دارم، شما چطور ؟

http://farhangi.um.ac.ir/portal/sites/default/files/post/url_0.jpghttp://www.rouzegareno.ir/files/fa/news/1392/2/19/64388_237.jpghttp://www.fifa.com/mm/photo/tournament/competition/01/13/54/07/1135407_medium.jpg

http://bornanews.ir/Image/News/2014/6/194573_635382506017194802_l.jpghttp://img1.tebyan.net/big/1383/08/20356172817381168216172417816141128236228.jpghttp://media.jamnews.ir/keywords/19136.jpg

http://shiaha.com/dle/images/ep38j5i4idz438c1n8dz.jpghttp://s1.eramdownload.com/Animations/seriali/choobin/_(3).jpghttp://www.shabnamnews.com/upload/art/shabnamnews281554325818255.jpg


برچسب‌ها: چهره های محبوب من

نوشته شده در تاريخ Tue 26 Aug 2014 توسط محمدحسین

یارو یه سوتی داده در حد بنز ! جالب اینجاست که از تو خونه خودش هم خبر نداره اونوقت صداشو صاف میکنه و به من میگه : "من سیاسیم!" کاش یه ذره به جای اینکه سیاسی باشی اطلاعاتی میبودی ! خیلی به نفعت بود !!! والا اونهایی هم که سیاسی هستند خیلی هاشون میگن ما مردمی هستیم و اصلا سیاسی نیستیم ! اونوقت مثل این آقا که هیچی هم نیستش میگه : "من سیاسی هستم ها " !!!

یه دوست اراکی دارم، اتفاقا چند روز پیش برای دیدنش تنهایی ماشینو برداشتم و از مشهد رفتم اراک. اونها اصطلاحات جالبی دارند، یکی از این اصطلاحات واژه "باع" هستش. که در زمان تعجب گفته میشه. یعنی وقتی تعجب میکنند میگن : باع !!!

حالا اینجا هم باید گفت : "باع !!!"

میگم چقدر خوبه که آدم یه تنوع تو زندگیش بده، حالا کوچک یا بزرگش مهم نیست، مثل معاوضه خونه، خرید یک ماشین خوب، تغییر مسیر رسیدن به محل کار یا خونه، حتی تغییر دکور اتاق شخصی، یا حتی سر و سامون دادن به افکارمون.

میزمو گذاشتم کنار پنجره و پنجره های اتاقو باز کردم... فکر کن... چه لذتی داره باد خنکی که آخر شب وزیدن میکنه و میخوره به پوست صورت...  من محمدحسینم... خود خودمم... از امروز میخوام بیشتر خودم باشم! این مهمترین تغییریه که تصمیم گرفتم به زندگیم بدم.... میخوام حال و هوای نوشته هامو عوض کنم، میخوام خاصتر باشم... مثل همه مشهدیها !!!

من زیاد اهل فیلم نیستم ولی چند تا فیلم رو خیلی دوست دارم؛ شاید از انتخابم تعجب کنید ولی یکیش فیلم آمریکایی باجه تلفنه :

http://www.aftabir.com/news/2007/jan/07/images/dc12724af96a2cdb864f679ecabdcd4e.jpg


برچسب‌ها: سیاست

نوشته شده در تاريخ Sat 23 Aug 2014 توسط محمدحسین

سلام

از اینکه هنوز هم عزیزان و دوستان همیشگی من در این وبلاگ به من محبت دارند و به اینجا سر میزنند واقعا خوشحال و سپاسگذارم و از اینکه زیاد فرصت "بودن" در این دنیای مجازی رو ندارم عذرخواهم. خیلی دوست دارم که مثل چند سال پیش اینجا رو به طور مداوم به روز کنم و در خدمت شما باشم اما گرفتاریهای دنیایی و روزمرگیهایی که دارم این فرصت رو از من میگیره. اینجا یه زمانی واقعا خونه دوم من بوده، خونه ای که خیلی وقته خودم هم اب و جاروش نکردم. گاها حتی کسانی رو در دنیای واقعی میبینم که حتی فکر نمیکردم خواننده وبلاگ من باشند اما بعد از احوالپرسی میگن ما گاهی به وبت سر میزنیم تا شاید چیزی نوشته باشی. 

اینکه کمتر به اینجا میرسم چند تا دلیل عمده داره، مهمترینش گرفتاریها و روزمرگیهایی که دارم هستش که واقعا فرصتی برای اینجا واسه من نمیذاره. البته من برای خوندن نظرات دوستان و کامنتهای اونها به اینجا سر میزنم. ولی کمتر فرصت نوشتن رو پیدا میکنم. از همینجا واقعا تشکر میکنم از همه شما که همیشه به من لطف داشتید و دارید، از اقوام گرفته و دوستانم در دنیای واقعی و مجازی که به اینجا سر میزنن و هر عزیزی که به یاد من هست.

برا من هم در نیایشتون دعا کنید، بزرگی میگفت : خدایا، اندكی نفهمی عطا كن تا راحت زندگی كنیم! مردیم از بس فهمیدیم و به روی خودمان نیاوردیم...! نلسون ماندلا میگفت : مردی که آزادی مرد دیگری را از او می گیرد خودش زندانی نفرت است، او پشت میله های تعصب و ذهنیت کوچک خودش، گیر افتاده است.

درد خیلی از ما اینه که اخلاق رو گذاشتیم کنار، به آیت الله بهجت(ره) گفتند: کتابی در زمینه اخلاق معرفی کنید، فرمودند: لازم نیست یک کتاب باشد، یک کلمه کافیست که بدانی "خدا می بیند".


برچسب‌ها: خدا میبیند

نوشته شده در تاريخ Fri 6 Jun 2014 توسط محمدحسین

 

یاد جوونیا بخیر !  این عکس من در سال ۷۶ هستش یعنی ۱۷ سال پیش ! که در حال تلاوت قرآن سوره طارق به سبک عبدالباسط در مراسم شبی با قرآن هستم که به همت موسسه آموزشی امام حسین برگزار شده بود و من تو این عکس در قسمت اوج تلاوت قرآن هستم. جمعیت حاضر حدود ۱۰۰۰ نفر در این سالن هستند و فقط میتونم به این عکس افتخار کنم و دست پدرم رو ببوسم. بعد از تلاوتی که داشتم یک جلد قرآن نفیس و یک لوح شیشه ای ایستا که اسم و فامیل من به زیبایی روی اون حک شده بود به من جایزه داده شد که هنوز هم به یادگار نگهشون داشتم.

(عکس به ادامه مطلب منتقل شد)

پ.ن : به احترام نظراتی که دوستان در این وبلاگ مینویسن هیچ پستی از این وبلاگ حذف نمیشه، و فقط ممکنه بعضی از پستها به آرشیو منتقل بشن.


برچسب‌ها: پسر خوب
ادامه مطلب...

نوشته شده در تاريخ Thu 20 Feb 2014 توسط محمدحسین

اسلایدر