وبلاگ یک پسر خوب !!!
 
تلاشم اینه که همین چند لحظه ای که اینجا هستی میزبان خوبی باشم تا شاید دوباره برگردی

http://www.axgig.com/images/89302398695608290551.jpg

میگن وقتی کاری انجام نمی شه، حتما خیری توش هست،

 وقتی مشکلی پیش میاد حتما حکمتی داره ،

 وقتی کسی رو از دست  میدی حتما لیاقتت رو نداشته

وقتی تو زندگیت ، زمین بخوری حتما چیزی است که باید یاد بگیری

وقتی بیمار میشی حتما جلوی یک اتفاق بدتر گرفته شده

وقتی دیگران بهت بدی می کنند حتما وقتشه که تو خوب بودن خودتو نشون بدی

وقتی اتفاق بد یا مصیبتی برات پیش میاد حتما داری امتحان پس میدی

وقتی همه درها به روت بسته میشه  حتما خدا می خواد پاداش بزرگی بابت صبر و شکیبایی بهت بده

وقتی سختی پشت سختی میاد حتما وقتشه روحت متعالی بشه

وقتی دلت تنگ میشه حتما وقتشه با خدای خودت تنها باشی...

ولی گاهی این دل بهونه گیر میشه دلتنگ میشه و خسته میشه از تقدیر و حکمت خسته از زمین خوردن خسته از همه این امتحان ها اونوقته که فریاد میزنه خدایااااااا من پاداش و لیاقت بالاتر نمیخوام منم بنده ی توام...


برچسب‌ها: خم گیسو

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه دوم بهمن 1393 توسط محمدحسین

این داستان تو کوچه ما اتفاق افتاده :

اقای داماد رفتن تو یه کوچه ای برای خواستگاری یه دختر خانم محجوب، بگین خب!

و بعد، با اون دختر خانم ازدواج کردن، بگین خب!

و بعد، از اون دختر خانم صاحب 3 فرزند شدند، بگین خب!

و بعد، دوباره اومدن تو همون کوچه، بگین خوب!

و بعد در حالی که آن دختر هنوز بعد از سالها همسر ایشان میباشد، ایشان رفتن خواستگاری همسایه اون دختر اول. بگین خب!

و بعد با ایشان هم ازدواج کردن!!! بگین خب!

و حالا دو قورت و نیم ایشان هم هنوز باقیست !

و حالا نگرانی از اینجاست که مبادا ایشان برای بار سوم به همان کوچه مراجعه نمایند و دختر دیگری را هم به عقد خود در بیاورند! و هنوز هم دو قورت و نیمشان باقی باشد...

این در حالیست که ایشان با ظاهر موجه ای که برای خود درست کرده است خود را عقل کل دانسته و بر شعور خود تاکید مینماید، و ناراحتی همسر اول و شرمساری فرزندان خود و آزار خانواده های آنها را درک نمیکند، و صرفا تاکید میکند که در کارهای من دخالت نکنید و من زیر بلیط کسی نمی روم و استقلال فکری دارم و عقل کل هستم!

حدیث داریم از امام صادق (ع) که میفرمایند کسی که از همه بیشتر احساس میکند که استقلال رای دارد و خود را فقط تابع عقل خودش می داند، از همه بیشتر پیرو هوا و هوسهای نفس خویش است.


برچسب‌ها: هواهای نفسانی

نوشته شده در تاريخ جمعه بیست و ششم دی 1393 توسط محمدحسین

یک شرکتی تو شهر ما به شدت فعال بود (البته تا هفته پیش) به نام پدیده شاندیز، که تبلیغاتش رو حتما همتون از تلویزیون دیدین. یه مقدار ساخت و ساز تو شاندیز و کیش انجام داده و در مقابل برگه هایی رو هم به عنوان سهام به مردم میفروخت. در ابتدا ارزش هر سهمش رو از 200 تومن شروع کرد. یعنی هر سهم 200 تومان ! و خودش ارزش چیزی رو که اسمشو سهام گذاشته بود هر روز میبرد بالا. یعنی خودش برای خودش قیمت تعیین میکرد. و در نهایت این قیمت رو  هفته پیش به 12000 تومن رسونده بود. یعنی کسی که چند سال پیش از این ورقه ها به ارزش فقط 20 میلیون تومن خریده الان ارزشش شده یک میلیاردو دویست میلیون تومن !!! افزایش قیمت هم به این صورت هستش که یک تابلو تو دفتر فروش سهامشون نصب کردن و هر روز 12 تومن به عدد رو تابلو اضافه میکنند و هر ماه هم 2 تا 3 بار افزایش قیمت جهشی میدن !!!

این مساله باعث شده که حداقل تو شهر ما دیگه کسی کار اقتصادی انجام نده و هر کس به هر میزانی که پول داره میره اونجا و پولاشو میده به این شرکت و در مقابل یه مقدار برگه تحویل میگیره و چون شرکت هیچ وقت اعداد روی تابلو رو کم نمیکنه و همیشه اون اعداد رو میبره بالا هر روز عده بیشتری حاضرند که پولاشونو تحویل این شرکت بدهند و مردم میگن ما سهام خریدیم و سهاممون روز به روز داره گرونتر میشه! این موضوع ثروتهای بادآورده ای رو برای عده ای تو این چند سال فراهم کرده و حالا تازه نظام داره به این فکر میکنه که چطوری بساط این مسخره بازی رو جمع کنه. آخه 120 هزار نفر تا حالا به حساب این شرکت پول ریختند که میشه هزاران هزار میلیارد تومن ! و گفته میشه این شرکت به تنهایی سه برابر کل بانک صادرات پول مردمو جمع کرده !

ابا وجود اینکه ساخت و ساز زیادی توسط این شرکت انجام شده و انصافا هم از نظر حجمی زیاد هست ولی روی هم رفته گویا در مجموع ارزش ساخت و سازهای این شرکت در مقایسه با حجم بسیار بسیار عظیم پولهایی که از مردم به اسم سهام جمع کرده ناچیز هستش، و این موضوع یعنی جمع آوری نقدینگی موجود در بازار توسط چند نفر در قالب یک شرکت سهامی خاص که مشکلات قانونی زیادی رو در ارتباط با نحوه فروش سهام و تعیین قیمت حبابی و سوری خودش داره  باعث رکود شدید بازار شده به طوری که کسی دیگه حال کارکردن نداره و همه دنبال پول مفت هستند. مثلا شما اگر این ماه ده میلیون تومن از این شرکت برگه بخرید ماه آینده میتونید همون برگه ها رو 13 میلیون تومن بفروشید. و افراد جدید میان و اون برگه ها رو از شما میخرن تا ماه بعد 16 میلیون تومن بفروشند و این داستان ادامه دارد....

حالا یک هفته است که داد مسئولین از این روش کذایی برای جذب پولهای مردم در اومده و تبلیغات این شرکت هم ممنوع شده، و دادستان هم دستشو گذاشته روی پرونده این شرکت. ولی سوال اینجاست که چرا حالا مسئولین به این فکر افتادن ؟


برچسب‌ها: پدیده

نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و سوم دی 1393 توسط محمدحسین
http://s4.picofile.com/file/7817633010/%D8%AF%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86%DB%8C_%DA%A9%D9%87_%DA%A9%D9%85%DA%A9_%D9%85%DB%8C%DA%A9%D9%86%D9%86%D8%AF_%D8%A8%D9%87%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D8%B2_%D8%AF%D8%B9%D8%A7.jpg

چقدر این واقعیت تلخه که بعضی ها فقط تو خوشی ها کنار ما هستند و اساسا فقط تو خوشی ها و روزهای خوب حضور دارند اون هم در شرایطی که همه چیز براشون مهیا باشه و مدام از ما سرویس بگیرند و از اون تلختر اینکه مارو فقط به خاطر منافع خودشون میخوان و بس ! ولی وقتی بهشون نیاز داریم گم میشن! من از این دست افراد کم ندیدم. حتی اینقدر جراتشو دارم که اینجا اسم ببرم ازشون! بگم ؟ بگم ؟ و واقعا میتونم بگم که حقیقتا این افراد رو در نظر خودم آدمهای کوچکی میدونم و میبینم! خیلی کوچک! من برادر نداشتم، از اول خودم بودم و خودم. و وقتی زندگی خودمو بررسی میکنم و مخصوصا تحلیلی از دهه اخیرمو میبینم به وضوح میبینم که کم نبودند افرادی که به قول ما نرم افزاری ها من براشون SERVER بودم و اونها صرفا CLIENT بودند. البته که تاثیرات صور فلکی بر رفتار من اینگونه بوده که هر نوع خدمت و کمکم به افرادی که نیازمند هر نوع کمکی هستند بی منت و خالصانه و بسیار با حوصله و به بهترین وجه بوده اما واقعا ریشه این فراموشی ها کجاست و چرا باید  بعضی ها رو البته فقط بعضی ها رو فقط رو حالت CLINET ببینیم ؟؟!! در اینجا هست که ضرب المثل معروف میگه "لطف مکرر" شده "حق مسلم".


برچسب‌ها: لطف مکرر

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه هجدهم دی 1393 توسط محمدحسین

اسلایدر